خانه > مصاحبه > مصاحبه جنجالی محسن یگانه

مصاحبه جنجالی محسن یگانه

محسن یگانه

محسن یگانه

می خواهم از اینجا شروع کنیم که به نظر تو تعریف و مفهوم موسیقی زیرزمینی در ایران و سایر نقاط جهان ، تعریف واحد و مترادفی است ؟
موسیقی زیر‌زمینی خارج از کشور، سبکی‌ست که مخاطب عام موسیقی آن‌را نمی‌پسندد و از شدت «خاص بودن» به بیراهه رفته و این خاص‌بودن به حدی رسیده که حتی خود جامعه خاص‌طلب غرب هم که شدیدا در ترویج و انتشار همه چیزهای جدید و خاص اولین است، آن‌را نمی‌پسندد و نمی‌شناسد. ولی در ایران افرادی که در موسیقی زیرزمینی‌اند، به چند دسته مختلف و بسیار ناعادلانه تقسیم می‌شوند که راجع به هر کدام از این دسته‌ها باید جداگانه بحث و نقد صورت بگیرد.

تو خودت جزو کسانی بودی که در بطن این ماجرا‌ها بوده‌ای و به خوبی می‌توانی این تقسیم‌بندی را تشریح کنی.
خواننده‌های زیرزمینی در ایران به سه دسته کاملا مجزا تقسیم می‌شوند: 1. افرادی که امکانات دارند و استعداد ندارند 2. افرادی که استعداد دارند و امکانات ندارند 3. خیلی کم هم افرادی که از هر دوی این ابزار برخوردارند.
دسته سوم تعدادشان بسیار اندک است اما معمولا خواننده‌های نسل‌های بعد را باید در بین افرادی که جزو دسته دوم هستند جستجو کرد.

این‌ها که اعتقاد داری خواننده‌های نسل بعدی را تشکیل می‌دهند، همان‌هائی هستند که به زحمت و دردسر فراوان یک تراک را تولید و زیرزمینی منتشر می‌کنند و با همین تک‌آهنگ، کل بازار موسیقی و خواننده‌های مجازش را از دور خارج می‌کنند؟
بله دقیقا. مثال‌های زیادی هم می‌توانم برای این ادعا بیاورم. طرف با یک تک‌آهنگ کل بازار را تخته می‌کند و مخاطبان ثابت فلان خواننده اسم و رسم‌دار را هم می‌قاپد.

دلیل این اتفاق پائین آمدن سطح کیفی خواننده‌های مجازمان است یا ممیزی‌های فراوانی که کار مجازها را نابود می‌کند؟
ما کلا در ایران دو نوع ممیزی داریم. یکی ممیزی‌های رسمی که یک سری روال خاص خودش را دارد که شامل موسیقی و کلام و دیگر قسمت‌ها می‌شود. ولی ممیزی مهم‌تر و مشخص‌تر در ایران، مردم هستند. موسیقی پاپ برای مردم است و باید به فکر کاری باشد که مردم آن‌را بپسندد. مردم کاری را که دوست نداشته باشند بدون هیچ تعارفی رد می‌کنند و آنرا گوش نمی‌دهند . مهم سلیقه مردم است و این سلیقه خیلی تعیین کننده است. حالا آن‌ها مختارند که موسیقی زیرزمینی را انتخاب کنند یا موسیقی رو زمینی را!

خوب این وظیفه شرکت‌ها نیست که سلیقه مردم را بشناسند و با توجه به آن بروی استعدادهای کم نام و نشان سرمایه کذاری کنند؟
اگر نگویم صددرصد شرکت‌ها، بدون شک نود درصد شرکت‌های موسیقایی ما به دنبال فروش بهتر و بالاتر هستند و هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست!

در تمام دنیا این روال مرسوم است. این که چیز عجیبی نیست.
قبول دارم ولی چرا شرکت ها به دنبال استعدادها و نوابغ نیستند و نمی‌خواهند سطح کیفی و فنی کارهای‌شان بالا باشد؟ آنها از این طریق بیشتر به سود رسانی هم می‌رسند. ولی این ترس از ریسک کردن باعث می‌شود که اوضاع به همین شکلی که می‌بینید در‌بیاید. در همه دنیا شرکت‌ها روی استعداد‌های کم نام ونشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و بعد از چند سال نتیجه‌اش را می‌گیرند. ولی اینجا همه در رویا زندگی می‌کنند. دوست دارند یک شبه میلیونر یا خواننده شوند. رابطه نقشی تعیین‌کننده را در ارتباط گرفتن با شرکت‌ها را دارد. در کل دنیا شرکت‌های بزرگ برای حفظ اعتبارشان هم که شده، کار مزخرف عام پسند را منتشر نمی‌کنند ولی اینجا چطور؟ شما بهمن جواب بدهید.

خوب ما دقیقا برعکس ایم !
آفرین، اینجا شرکت‌های بزرگ به محض اینکه یک آلبوم سطح پائین پر‌‌جنب‌و‌جوش و عام پسند را که از لحاظ تکنیکی واقعا مزخرف است، به دستشان می‌رسد، اصلا به کیفیت کار فکر نمی‌کنند و چون می‌دانند که خوب می‌فروشد، در انتشار آن درنگ نمی‌کنند.

ما در خیلی چیزهای دیگر هم نسبت به همه جا برعکس‌ایم . درصد زیادی از خواننده‌هایی که در ایران می خواهند مجوز بگیرند ابتدا وارد چرخه زیرزمینی موسیقی می شوند و بعد آرام آرام به سمت مجوز می‌آیند، ولی در دنیا کسانی که نمی‌خواهند رسمی و شناسنامه دار شناخته شوند، به صورت زیرزمینی و اینترنتی کارها‌ی‌شان را منتشر می‌‌کنند. تناقض در مفهوم زیر‌زمینی‌بودن از کجا آمده؟
این مقایسه از لحاظ سخت‌افزاری به نظر من اصلا درست نیست. در هیچ کجای دنیا بحث مجوز گرفتن مثل ایران وجود ندارد و هر خواننده‌ای می‌تواند کارش را به چندین ناشر نشان دهد و بالاخره با یکی از آنها به توافق برسد. هم که زیرزمینی و اینترنتی فعالیت می‌کنند، تند‌رو‌هایی هستند که دلشان نمی‌خواهد که تحت فرمان کس یا جای خاصی باشند. ولی در ایران فرض کنید که یک آلبوم را یک جوان تازه کار تولید و ضبط کرده است. یا باید سختی مراحل مجوز گرفتن را بپذیرد و یا زیرزمینی کارش را منتشر کند. و یک پرش عجیب و غریبی را داشته باشد. شما جای او باشی کدام راه را انتخاب می‌کنید؟

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است .
پس دیدید که مقایسه درستی نیست.

بحث دیگری که درمورد خواننده زیر زمینی است، این است که این لقب و برچسب «غیر مجاز و زیرزمینی بودن » به یک جور اعتبار و ارزش و کلاس کاری تبدیل شده است.
مردم ما دنبال این نیستند که چه کسی خلاف جهت ارشاد حرکت می‌کند که دنبالش کنند و کارهای او را گوش دهند. مردم ما کار خوب را دوست دارند. راحت بگویم. اگرهم قرار است که به کسی بر بخورد زیاد مهم نیست: اگر کسی دوست دارد که کاملا غیر رسمی باشد، به نظر من عقده دیده شدن دارد. موسیقی یک هنر است و هرهنری یک فضای کاری دارد. آن‌هایی که می‌بینند کارشان در حدی نیست که در این فضا بتوانند بدرخشند، یک سوء استفاده کثیف از اسم هنر می‌کنند و حاضرند که هر حرکتی را به اسم هنر انجام دهند تا به چشم بیایند.

وقی این انگ غیر مجاز بودن روی اسم یک خواننده است ، چه احساس و حال وهوایی می تواند داشته باشد . تو کسی هستی که خیلی خوب این احساس را تجربه کرده‌ای؟
نسبت به خارج از کشور و خواننده‌های سایر نقاط دنیا نمی‌توانم نظر بدهم. چون زیاد با فضای جامعه آنها آشنا نیستم. ولی در ایران به قدری فرق و فاصله بین یک خواننده مجاز و غیر‌مجاز زیاد است که من همیشه آرزو می‌کنم که ای کاش آن زمان یک معادله ساده‌تری پیدا می‌شد که من زودتر به مسیری که الان در آن حرکت می‌کنم، می‌رسیدم و مجبور نبودم همه پستی و بلندی‌های غیر مجاز را تجربه کنم تا به عرصه موسیقی مجاز برسم. برای من هفت‌خوان رستم دقیقا در زمان حضورم در موسیقی غیر مجاز اتفاق افتاد نه حالا که یک خواننده رسمی‌ام‌! به هیچ وجه تجربه خوبی نیسست و برای هیچ کس آنرا آرزو نمی‌کنم!

یک نفر اگر ابتدا وارد جریان زیرزمینی شود و سپس بخواهد مجوز بگیرد کارش سخت تر است یا اینکه مستقیما سراغ مجوز برود و بخواهد رسمس فعالیت کند؟
شاید جوابم باعث شود که فکر کنی صحبت‌هایم ضد و نقیض است ولی الان باز هم من اعتقاد دارم که مجاز کار کردن سخت‌تر است. چون هیچ شرکتی دنبال تو نمی‌آید و از تو حمایت نمی‌کند . شرکت‌ها الان کارشان شده چرخ زدن در اینترنت و اینکه کدام خواننده زیر‌زمینی بیشتر کارش گرفته تا بروند و با یک قرار‌داد او را ببخشید یقه کنند و به اهداف مالی و اعتباری خود برسند.

واین یک روند فوق العاده افتضاح و همین باعث رشد قارچ وار خواننده‌های زیر زمینی می‌شود.
بله‌، این اتفاق موسیقی را به عرصه نابودی می‌کشاند و این خیلی بد است.

فقط افرادی که با هوش عمل کرده اند را اسم می بری‌؟
یک سری هستند که به قدری کارشان قوی است‌، شاید از بهترین های موسیقی مجاز ما هم بهترند. مثلا اشکان کوشانی بقدری تنظیم های قوی و مدرنی را در کارهایش داشته که واقعا برای من جالب بود. یا زانیار خسروی…

اینهایی که اسم می‌بری، مربوط به قشر خاص‌پسند موسیقی نمی‌شوند؟
شاید ولی کارشان حرف ندارد. مخاطب عام ما به صورت کامل در اختیار «ساسی مانکن» بود. از کوچک و بزرگ با او و سبک و سیاقش ارتباط برقرار کردند. همه موسیقی حتی مجاز را هم تحت تاثیر خود قرار داد. کار به جایی رسیده بود که من می‌دیدم خانواده‌ها برای قطع گریه بچه، برایش ساسی مانکن می‌گذارند!

موسیقی زیر‌زمینی در چند سال اخیر هر سال چهره جدیدی را رو کرده است. یک روز هیچکس، یک روز یاس، یک روز ساسی مانکن. موجی که هرکدام از این چهره‌ها به راه می‌اندازند چرا در سال‌های بعدی ماندگار نیست؟
بیشتر به مسیری که انتخاب می‌کنند بستگی دارد. این انتخاب مسیر، خیلی مهم است. نباید زیادی جاه‌طلب باشند و با صبر و دقت بهترین تصمیم را بگیرند. این خیلی مهم است که از راه به در نشوند. نمونه عینی این جور آدم‌ها که از خود بی‌خود شدند و راه را در میانه گم کردند، کسی نیست جز «بنیامین بهادری» . او که حتی درک درستی از هفت نت موسیقی را هم ندارد، به راحتی کل جامعه هنری ایران را زیر سوال می برد و به آنها بی‌احترامی می‌کند. چرا ما باید لنگ یک سری افراد بی هنری باشیم که سر یک‌سری اتفاقات خاص رو آمده‌اند و فکر می‌کنند که موج شان ماندگار است.
بفرمایید، این هم آلبوم جدید بنیامین! چرا ما باید اجازه بدهیم که یک «بچه»، یک بچه از لحاظ هنری، بیاید و در صحبت‌هایش این همه هنرمند را زیر سوال ببرد؟ آلبوم دوم همین آقا همه انسجام بازار موسیقی ما را بعد از عید از بین برد. او به شعور مردم ما توهین کرد و تازه دو قورت ونیم‌اش هم باقی است.

بگذریم، چه خاطره جذابی از دوران غیر‌مجاز بودن‌ات داری که هرگز فراموشش نمی‌کنی؟
قاچاقی توی خوابگاه، کلاس آموزش گیتار داشتم. با پولی که از این راه جمع کردم یک گیتار خریدم و خیلی هم دوستس داشتم. ولی آنرا ازم دزدیدند! این زشت ترین و ماندگارترین خاطره ام از آن دوران بود.

اولین بار خودت کارهایت را روی اینترنت گذاشتی یا کارهایت لو رفت؟
یک سری را خودم گذاشتم و یک سری هم لو رفت!

وقتی کارهایی را که خیلی برای‌شان زحمت کشیده بودی را روی اینترنت می‌دیدی، چه احساسی داشتی؟
هم خوشحال بودم و هم ناراحت. خوشحال بابت دیده و شنیده‌شدن کارهایم و ناراحت بابت لو رفتن آنها.

این که ناراحتی نداشت. تو که بابت این اتفاق کلی سود کردی! بحث مالی کار، شهرت، اعتبار و خیلی چیزهای دیگر را به دست آوردی.
همه این اتفاقات خیلی زود و مثل یک فیلم با دور تند برای من به اتفاق افتاد . شاید هم شما درست می گویید…

مصاحبه خوبی بود. حرف آخر را به سلیقه خودت انتخاب کن.
موسیقی پاپ ما به یک مسکن نیاز دارد. یک تلاش فوق برنامه… همیشه در اوضاع خراب یک تراک می تواند موسیقی پاپ را از این رکود کشنده نجات دهد و مردم را با آن آشتی دهد. امیدوارم که شرایط به گونه‌ای شود که این مسکن ها از راه مجاز و نه زیرزمینی در موسیقی ما تزریق شوند، همین!

  1. golekhoshk
    2009/11/26 در 12:51 ب.ظ.

    حق کاملا با محسن عزیزه

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: